نویسنده :
ستاره - ساعت ٤:۳٥ ب.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠
روزهایم را خیابان های شهر میگیرند...
شبهایم را...
خواب و خیال تو...!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ۱٠:٤٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
نا امیدی...
همان امیدی ست ...
که بوی "نا"گرفته...
بس که در ته دل ماند...!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ٩:٥٠ ب.ظ روز سهشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠
آمدن...
رفتن...
حالا دیدی زندگی چه ساده است؟؟...
مثل خیال که می آید و میرود...
تنها این میان...
من و توایم...
که درگیر افعال شدیم...!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ۱٠:٢٢ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠
آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند...
همدیگر را می کشند...
لذت میبرند...
دود میکنند...
تمام میکنند...
و اندک زمانی بعد...
سیگاری دیگر...!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ٢:٤٦ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠
مثل کشیدن کبریت در باد
دیدنت دشوار است..
من که به معجزه عشق ایمان دارم
می کشم آخرین دانه ی ِ کبریتم را
هر چه بادا باد..!

نویسنده :
ستاره - ساعت ٤:٤٧ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
کاش دهخدا می دانست...
اشک...
فاصله...
بی وفایی...
و دلتنگی...
تعریفش فقط دو حرف است...
"تو"...!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ٤:٢٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
باران باشد ...
تو باشی...
یک خیابان بی انتها باشد...
به دنیا میگویم...
خداحافظ....!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ۳:٠٠ ب.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠
من فراموش نکرده ام...!
من از نهایت درد...
به بی حسی رسیدم...!!

نویسنده :
ستاره - ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠
همین یکبار بگو دوستت دارم...!
نترس...
من آسمان را گرفتم که به زمین نیاید...!!!